X
تبلیغات
رایتل
جنسیت گمشده
نفرینت نمیکنم که بمانی نفرینت نمی کنم که بمیری نفرینت می کنم که زن باشی و بفهمی
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1384
برای شازده کوچولو

شازده کوچولو گفت رنگی بنویس، برای من بنویس، چشمام پر اشک بود ولی گفتم باشه می نویسم . گفت رنگی بنویس دلم پر خون بود اشکام می ریخت پایین ولی گفتم باشه رنگی می نویسم. گفت قول بده میان گریه و بغض گفتم قول. گفت خوشحال بنویس زار می زدم ولی گفتم باشه خوشحال می نویسم. هر روز ساعتها می آمدم اینجا پاکت سیگارم همین جا فخجان چاییم سرد و دنیایم خاکستری،و همه حرفهاییم خاکستری. آزاده  بیا با دستهای من نقاشی کن دستهای من عجیب ارغوانی را کم آورده اند و سبز را و ................ توی دلم عجیب خالیست بسم نیست؟ چرا بسم است. دلم نارنجی می خواهد.قد آبی آسمان.

 





تعداد بازدیدکنندگان : 466588


Powered by BlogSky.com