X
تبلیغات
رایتل
جنسیت گمشده
نفرینت نمیکنم که بمانی نفرینت نمی کنم که بمیری نفرینت می کنم که زن باشی و بفهمی
آرشیو
موضوع بندی
شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1383
درد پوست انداختن!

وقتی ۳۰ ساله شدم مبهوت بودم مگر می شود از ۲۹ هم گذشت ولی گذشته بودم ۳۰ ساله شده بودم . وقتی که ۳۰ ساله شدم انگار پوست تنم ترک بر داشت ترکهای عمیق! و چه دردی داشت. بزرگ شدن برای من از ۳۰ سالگی شروع شد. و بزرگ شدن چه دردی داشت. و از روز تولدم گذشت و گذشت و حالا ۳۱ سالگی از راه رسیده درد می کشم و گریه می کنم درد می کشم و میان گریه ها می خندم  با ساز روزگار می چرخم و میان گریه هایم بلند می خندم بلند می خندم و پوست می اندازم و چه دردی دارد این پوست انداختن!!!!!!!!!!
روزگار پوست تنم را کند ولی آن دخترک کوچک چشم سیاه مو سیاه توی دلم هنوز زندگی می کند و نبضش تند تند می زند.
(عکس از مهکامه پروانه)




تعداد بازدیدکنندگان : 466685


Powered by BlogSky.com